هیچ کس تنها نیست
کاشکی می شد تو زندگی ما آدما دروغ نگیم حرفای راستو بشنویم حتی اگه دوست نداریم
راست راستی حرف زدن آخه همیشه دردسر میشه آدم باید دروغ بگه تا که کاراش درست بشه
دوست نداریم راست بشنویم چون واسه ما ضرر داره حرفای راست واسه آدم تاکه بخوای خطر داره
همیشه دوست داشتم که من یه آدم راستگو باشم ولی باید یاد بگیرم دروغگوها خوشبخت ترند همش داریم دروغ میگیم به خودمون تو زندگی این دیگه آخه چه جوره زندگی یا بردگی؟ خدا جونم کمک بکن تا که گوشا صبور بشن راستو تحمل بکنن حتی اگه دوست ندارن راستی میخوام یه راست بگم،یه حرف رو و راست بگم دوست دارم عزیزِ دل،دوست دارم رو راست بگم این عمر به سرعتی گذر خواهد کرد این لعبت زندگی سفر خواهد کرد در وقت و هزینه صرفه جو باید بود این نیز برای آن گذر خواهد کرد تو حرفت را بزن چکار داری که باران نمی بارد اینجا سال هاست که به قصه دل هم گوش نمیکنند دست خودشان نیست به شرط چاقو به دنیا آمده اند تا پیراهن سیاهت را نبینند باور نمی کنند چیزی از دست داده ای گریه کردن تا به کی ناله کردن تا به کی در فراق ماه خوبان مویه کردن تا به کی رخ زمن پنهان کنی این خفیه کردن تابه کی دوست میداری نمیگویی به من بارالها تقیه کردن تا به کی سلام چقدر دلم برای همتون تنگ شده بود تازه فهمیدم چقدر دوستون دارم این شعر رو مینویسم واسه همتون از این دیار روم سوی ویرانی دگر نمانده در این کالبد جانی تمام شود همه درد و رنج دلم دگر نمی طلبم زندگی حیوانی چرا همیشه وصل ممکن نیست میان حرف های خودمانی چرا دگر کسی برای دلش نمیرود عیادت باغ های بارانی کجاست آنهمه محبت و عشق کجاست موهبت لحظه های ربانی چرا برای فریب و ریا و دغل نمیرسد آن وقت های پایانی روم که دگر توان ندارم من دگر بس ست این همه پریشانی زندگی درک همین امروز است زندگی شوق رسیدن به همان فردایی است که که نخواهد آمد تو نه در دیروزی و نه در فردایی ظرف امروز پر از بودن توست
| Design By : Night Skin |









